فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى )

68

كليات ( فارسى )

در مدح شيخ بهاء الدين زكريا ملتانى 1 - 5 - 12 - 13 - 15 - 16 لاح صباح الوصال در شموس القراب * صاح قمارى الطرب دار كئوس الشراب 40 شاهد سرمست من ديد مرا در خمار * داد ز لعل خودم در عقيق مذاب چهرهء زيباى او برده ز من صبر و هوش * جام طرب‌زاى او كرده نهادم خراب من ز جهان بىخبر ، كرد دل من نظر * ديد جهانى دگر برتر ازين نه نقاب ساحت آن دلگشاى روضهء آن جانفزاى * ذرهء آن آفتاب سايهء آن مهر ناب دل متحير درو كينت جهانى عظيم * جان متعجب درو كينت گشاد عجاب 45 هاتف مشكل‌گشاى گشت مرا رهنماى * گفت بگويم ترا گر نكنى اضطراب عكس جمال قديم نور بهاى قدير * كرد جمال آشكار از تتق بىحجاب شعشعهء روى او كرد جهان مستنير * لخلخهء خوى او كرد جهان مستطاب نور جبينش بروز مشرق صبح يقين * صبح ضميرش به شب مطلع صد آفتاب ديدهء ادراك او ناظر احكام لوح * چشم دل پاك او مشرق ام الكتاب 50 خاطر وقاد او كاشف اسرار غيب * پرتو انوار او محرق نور حجاب از رغبوتش فراغ وز رهبوتش امان * در ملكوتش خيم در جبروتش قباب در دم او تافته از دم عيسى نشان * در دلش افروخته ز آتش موسى شهاب ساقى لطف قدم داده بجام كرم * بهر دلش دم بدم از خم خلقت شراب كرده دو صد بحر نوش تا شده يكدم ز هوش * باز شده در خروش سينهء او كآب آب 55 اصبح مستبشرا من سبحات الجمال * اشرق مستهترا من سطوات القراب لاح من اسراره طلعت صبح اليقين * راح بانواره ظلمت ليل ارتياب راهبر اصفيا پيشرو اوليا * هم كنف انبيا صاحب حق كامياب شيخ شيوخ جهان قطب زمين و زمان * غوث همه انس و جان معتق مالك رقاب ناشر علم اليقين كاشف عين اليقين * واجد حق اليقين هادى مهدى خطاب